یک زن افغان که سالها در وزارت دفاع ملی افغانستان کار کرده بود، در گفتوگویی اختصاصی با رسانه بریتانیایی دیلیمیل، جزئیات هولناکی از خشونت و شکنجه طالبان علیه خود و خانوادهاش را روایت کرده است؛ روایتی که از دوران کودکی او آغاز میشود و تا بازداشت، شکنجه و فرار پرخطر از افغانستان ادامه پیدا میکند.
رسانه بریتانیایی دیلیمیل در گزارشی اختصاصی، داستان زندگی «شکریه»؛ زن ۳۳ ساله افغان را منتشر کرده است؛ زنی که میگوید طالبان در دو دوره مختلف زندگیاش، خانواده او را هدف خشونت، تهدید و سرکوب قرار دادهاند.
شکریه در این گفتوگو گفته است نخستین تجربه مستقیم او از خشونت طالبان به زمانی بازمیگردد که تنها هشت سال داشت. به گفته او، طالبان پدرش را بهدلیل سابقه نظامیاش در دوران حکومت محمد نجیبالله، در برابر مردم روستا مجازات کردند.
او روایت کرده است که طالبان ابتدا پدرش را شلاق زدند، سپس صورت او را با تیل موتر سیاه کردند و در کوچههای روستا گرداندند تا به گفته خودشان «درس عبرتی» برای دیگران باشد. پس از آن نیز او را زندانی کردند.
شکریه میگوید پدرش در دوران حکومت پیشین افغانستان افسر نظامی بود و همین موضوع باعث شد پس از تسلط طالبان، خانواده آنها تحت فشار و تهدید قرار بگیرد.
به گفته او، یک شب افراد مسلح طالبان وارد خانهشان شدند و در جستوجوی پدرش، مادر او را به شدت لتوکوب کردند. طالبان از مادر شکریه میخواستند محل اختفای همسرش را فاش کند، اما او برای محافظت از شوهرش گفته بود که وی در جنگ کشته شده است.
شکریه گفته است روز بعد، طالبان تمام مردم روستا را در مسجد جمع کردند و اعلام کردند زنانی که شوهر ندارند و مردی از اعضای خانواده کنارشان نیست، باید با اعضای طالبان ازدواج کنند. به گفته او، طالبان تهدید کرده بودند هر خانوادهای که مخالفت کند، با مجازات مرگ روبهرو خواهد شد.
او میگوید پدرش برای نجات جان همسرش، خود را تسلیم طالبان کرد. با این حال، خانواده آنها مجبور شد برای آزادی او، عمه ۱۷ ساله شکریه را به عقد یکی از اعضای طالبان درآورد.
شکریه گفته است عمهاش پس از این ازدواج اجباری به قندهار منتقل شد و از آن زمان تاکنون، خانواده هیچ خبری از او ندارد.
او همچنین گفته است در آن سالها، بسیاری از خانوادهها از اینکه طالبان متوجه حضور دختران نوجوان در خانههایشان شوند، وحشت داشتند. به گفته شکریه، اگر طالبان میفهمید دختری بالاتر از ۱۳ سال در خانهای زندگی میکند، او را مجبور به ازدواج با نیروهای طالبان میکردند یا با زور با خود میبردند.
پس از سقوط نخستین حکومت طالبان، شرایط تا حدی تغییر کرد و مکاتب دوباره فعالیت خود را آغاز کردند. شکریه میگوید همیشه آرزو داشت درس بخواند و تحصیل کند، اما خانوادهاش در ابتدا به دلیل ترس و نگرانی اجازه ادامه تحصیل به او نمیدادند.
او سرانجام توانست وارد محیط آموزشی شود و بعدها بیش از ده سال در وزارت دفاع ملی افغانستان کار کند. شکریه همچنین در مقطع ماستری مشغول تحصیل بود، اما بازگشت دوباره طالبان به قدرت در اگست ۲۰۲۱، همه چیز را تغییر داد.
به گفته او، با سقوط کابل، نهتنها شغلش را از دست داد، بلکه ادامه تحصیلش نیز متوقف شد. او میگوید زنان دیگر اجازه نداشتند بدون محرم از خانه خارج شوند و قوانین سختگیرانه طالبان درباره پوشش و حضور اجتماعی زنان، زندگی روزمره را به شدت دشوار کرده بود.
شکریه در بخشی از گفتوگوی خود گفته است: «افغانستان برای زنان به زندانی بدتر از آتش جهنم تبدیل شد.»
او روایت کرده است که تنها ۴۰ روز پس از سقوط کابل، افراد طالبان نیمهشب به خانه خانوادهاش یورش بردند. به گفته او، طالبان او و پدرش را به شدت لتوکوب و سپس بازداشت کردند.
شکریه میگوید طالبان او را به «خیانت به اسلام» و همکاری با نیروهای خارجی متهم میکردند، زیرا سالها در وزارت دفاع افغانستان فعالیت داشت.
او گفته است پس از بازداشت، به یک محل نگهداری غیررسمی در کابل منتقل شد؛ جایی که به گفته خودش، تحت شکنجه شدید قرار گرفت. شکریه میگوید در جریان شکنجه، زانوهایش به شدت آسیب دید و ضربات متعددی نیز به سرش وارد شد.
به گفته او، نیروهای طالبان بارها به او گفته بودند که هیچ حقی ندارد و اگر درباره وضعیتش صحبت کند، شکنجهها شدیدتر خواهد شد.
شکریه همچنین گفته است که اعضای طالبان او را با الفاظی مانند «زن کافر»، «برده» و «خائن» خطاب میکردند و مدام به او میگفتند که «نان امریکاییها را خورده است.»
او تأکید کرده که در تمام دوران بازداشت، نه به وکیل دسترسی داشته، نه امکان تماس با بیرون برایش فراهم بوده و نه هیچ نهاد یا فرد مستقلی بر رفتار طالبان نظارت میکرده است.
این زن افغان میگوید هنوز هم به دلیل آسیبهای ناشی از شکنجه، دارو مصرف میکند و تحت درمان قرار دارد. او همچنین برای مشکلات روحی و روانی ناشی از آن دوران، جلسات درمانی دریافت میکند.
پس از آزادی شکریه و پدرش، خانواده تصمیم گرفت افغانستان را ترک کند. او گفته است مسیر فرار آنها بسیار دشوار و خطرناک بوده و خانواده در طول مسیر بارها با کمبود غذا، نبود سرپناه و تهدیدهای امنیتی مواجه شده است.
شکریه اکنون در پاکستان زندگی میکند و منتظر دریافت ویزا برای سفر به یکی از کشورهای امریکای لاتین است. او میگوید حتی پس از خروج از افغانستان نیز سایه تهدید طالبان همچنان بر زندگی زنان افغان سنگینی میکند و بسیاری از آنان در کشورهای همسایه نیز احساس امنیت ندارند.





