رحلت آیتالله العظمی سید موسی شبیری زنجانی، فقیه و پژوهشگر برجسته حوزههای علمیه، ضایعهای برای جامعه علمی و دینی جهان اسلام و بهویژه حوزههای علمیه شیعه است؛ عالمی که دههها از عمر خود را صرف تحصیل، تحقیق، تدریس، تربیت شاگردان و حفظ و گسترش میراث علمی حوزه کرد.
یادداشتی از سید روحالله حسینی، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در کابل
بسمالله الرحمن الرحیم
«کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ»
به گزارش اتحادنیوز، رحلت آیتالله العظمی سید موسی شبیری زنجانی، فقیه و پژوهشگر برجسته حوزههای علمیه، ضایعهای برای جامعه علمی و دینی جهان اسلام و بهویژه حوزههای علمیه شیعه است؛ عالمی که دههها از عمر خود را صرف تحصیل، تحقیق، تدریس، تربیت شاگردان و خدمت به معارف اسلامی کرد و با درگذشت او، یکی از چهرههای اثرگذار تاریخ علمی معاصر حوزه علمیه قم از میان ما رفت.
برای شناخت جایگاه علمی و انسانی آیتالله العظمی شبیری زنجانی، شاید نباید تنها از عنوان «مرجع تقلید» آغاز کرد. اهمیت این شخصیت را باید در مجموعهای از فضیلتهای بههمپیوسته جستوجو کرد؛ عالمی که فقاهت را با پژوهش، پژوهش را با دقت علمی و دانش را با تربیت نسلهای آینده پیوند زد.
در پیام تسلیت حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای نیز بر ابعاد علمی و اخلاقی شخصیت آن فقیه فقید تأکید شده است. ایشان آیتالله العظمی شبیری زنجانی را عالمی توصیف کردهاند که تقریباً تمام عمر خود را در مسیر «تعلم و تعلیم و تحقیق» گذراند و همواره از سوی همدورهایها و استادان، بهعنوان شخصیتی محقق و ژرفنگر شناخته میشد.
این تعبیر، یکی از مهمترین ویژگیهای حیات علمی آن مرحوم را آشکار میکند: علم برای او صرفاً یک عنوان نبود؛ بلکه شیوهای برای زندگی بود.
عالمی که تمام عمر را با علم زیست
آیتالله العظمی شبیری زنجانی از نسل عالمانی بود که سنت علمی حوزههای علمیه قم را از استادان بزرگ پیشین فراگرفت و طی دههها تدریس و تحقیق، آن را به نسل دیگری منتقل کرد.
مسیر علمی او از سالهای جوانی آغاز شد و در حوزههای قم و نجف، با بهرهگیری از محضر استادان برجستهای همچون آیات عظام سید صدرالدین صدر، سید محمد محقق داماد، سید عبدالهادی شیرازی، سید محسن حکیم و سید ابوالقاسم خویی ادامه یافت.
در میان استادان او، آیتالله سید محمد محقق داماد جایگاهی ویژه داشت. سالهای طولانی حضور در این محضر علمی، زمینه آشنایی عمیقتر او با روش استدلال فقهی و اصولی، نقد علمی و بررسی دقیق اقوال را فراهم کرد.
پیوند علمی او با حوزه نجف نیز بخش مهمی از این مسیر بود؛ پیوندی که شخصیت علمی او را با دو سنت بزرگ قم و نجف مرتبط ساخت و به تجربه علمیاش عمق بیشتری بخشید.
تتبع، تدقیق و ژرفنگری؛ سه ویژگی یک روش علمی
شاید یکی از دقیقترین توصیفها از روش علمی آیتالله العظمی شبیری زنجانی را بتوان در همان پیام آیتالله سیدمجتبی خامنهای یافت؛ آنجا که از تسلط ایشان بر فنون مختلف استنباط احکام شرعی و همراهی این تسلط با «ظرافت» و توجه به «دقایق» سخن گفته شده است.
ایشان همچنین از مجالس درس آن فقیه فقید یاد کردهاند؛ مجالسی که حتی زمانی که شمار حاضران در آن اندک بود، بهعنوان مجالس «تتبع و تدقیق» شناخته میشد.
این نکته، کلیدی برای فهم روش علمی آیتالله العظمی شبیری زنجانی است. در سنت علمی، بزرگی یک درس را نمیتوان صرفاً با شمار حاضران سنجید. گاه یک مجلس کوچک علمی میتواند حامل چنان عمقی از تحقیق و دقت باشد که آثار آن سالها و حتی نسلها باقی بماند.
برای او، مسئله علمی با نخستین پاسخ پایان نمییافت؛ بلکه آغاز مسیر بود. روایت باید بررسی میشد، سند باید شناخته میشد، اقوال باید با یکدیگر مقایسه میشد و پیشینه مسئله مورد توجه قرار میگرفت تا سرانجام نتیجهای بر پایه تحقیق و دقت حاصل شود.
این شیوه، در روزگاری که سرعت انتقال اطلاعات گاه بر دقت و صحت آن پیشی میگیرد، میتواند درسی ماندگار برای جامعه علمی باشد.
مدرسهای که با شاگردان ادامه مییابد
یکی از برجستهترین ابعاد زندگی آیتالله العظمی شبیری زنجانی، سالهای طولانی تدریس و تربیت شاگردان بود.
در فرهنگ علمی حوزه، استاد تنها کسی نیست که درس میدهد؛ استاد کسی است که روش اندیشیدن را به شاگرد میآموزد. شاگرد نیز صرفاً دریافتکننده اطلاعات نیست، بلکه حلقهای از زنجیره انتقال دانش و تجربه از یک نسل به نسل دیگر است.
آیتالله سیدمجتبی خامنهای در پیام خود به همین وجه از شخصیت ایشان اشاره کرده و از «محضر افاده و استفاده» آن عالم بزرگ سخن گفتهاند؛ حتی در زمانهایی که پس از پایان درس، در مسیر حرکت به سوی خانه، گفتوگوهای علمی ادامه پیدا میکرد.
این تصویر، فراتر از یک خاطره ساده است و نشان میدهد که در سنت علمی این عالم، دانش در چارچوب ساعت و مکان کلاس محدود نمیشد. گفتوگو، پرسش، پاسخ و تبادل علمی میتوانست در متن زندگی روزمره نیز ادامه داشته باشد.
از همین منظر، یکی از ماندگارترین میراثهای ایشان را باید در شاگردان و پژوهشگرانی جستوجو کرد که سالها از محضر او بهره بردند.
پژوهش در حدیث و رجال؛ جستوجوی دقیق حقیقت
یکی از وجوه ممتاز شخصیت علمی آیتالله العظمی شبیری زنجانی، اهتمام ویژه ایشان به علم رجال و بررسی منابع حدیثی بود.
رجال و حدیث در سنت اجتهادی شیعه، تنها دانشهایی تخصصی در کنار فقه و اصول نیستند؛ بلکه از ابزارهای مهم برای دستیابی دقیقتر به میراث روایی و فهم درستتر منابع دینی به شمار میروند.
تحقیق در آثار رجالی، توجه به اسناد، بررسی راویان و مقابله نسخههای مختلف متون، نمونههایی از همان روحیه تتبع و تدقیقی است که در توصیف روش علمی ایشان مورد تأکید قرار گرفته است.
در این نگاه، فقه از حدیث جدا نیست؛ حدیث از رجال جدا نیست و رجال نیز بدون تاریخ و شناخت میراث مکتوب و شفاهی، بهطور کامل قابل فهم نیست. همین نگاه چندلایه، شخصیت علمی او را از محدوده یک تخصص منفرد فراتر برد.
«جرعهای از دریا»؛ بخشی از حافظه علمی حوزه
در میان میراث مکتوب آیتالله العظمی شبیری زنجانی، مجموعه چندجلدی «جرعهای از دریا» جایگاهی ویژه دارد؛ مجموعهای که مقالات، تحقیقات، تعلیقات، گفتوگوها، خاطرات، مباحث رجالی، مطالب تاریخی، معرفی عالمان و نکات اخلاقی و علمی را دربرمیگیرد.
اهمیت این مجموعه تنها در حجم مطالب آن نیست؛ بلکه در ثبت بخشی از حافظه علمی حوزههای علمیه معاصر نیز اهمیت دارد.
بخشهایی از این میراث، بهویژه مطالبی که در گفتوگوها و رفتوآمدهای علمی شکل گرفته، نشان میدهد که چگونه دانش شفاهی و تجربه زیسته یک عالم میتواند از حافظه فردی به میراثی مکتوب تبدیل شود.
در حقیقت، ارزش چنین آثاری در آن است که میان دانش مکتوب و حافظه شفاهی پلی ایجاد میکنند؛ پلی که از طریق آن، نام عالمان، خاطرات علمی، شیوههای تحقیق و بخشی از تاریخ حوزه برای نسلهای آینده حفظ میشود.
مرجعیت؛ علم در خدمت جامعه
آیتالله العظمی شبیری زنجانی پس از دههها تحصیل، تحقیق و تدریس، در شمار مراجع تقلید شیعه قرار گرفت؛ اما مرجعیت برای او صرفاً در عنوان و جایگاه خلاصه نمیشد.
پاسخگویی به پرسشهای دینی، تبیین احکام، تدریس، تحقیق، تربیت شاگردان و ارتباط با نیازهای دینی جامعه، بخشهایی از مسئولیتی بود که با این جایگاه همراه شد.
در سنت شیعی، مرجعیت نقطه پایان مسیر علمی نیست؛ بلکه مرحلهای تازه از مسئولیت است. عالمی که به این جایگاه میرسد، هم در برابر میراث علمی گذشتگان مسئول است و هم در برابر پرسشها و نیازهای نسل خود.
اخلاق علمی؛ آن سوی دانش
در کنار جایگاه علمی، یکی دیگر از وجوه قابل توجه شخصیت آیتالله العظمی شبیری زنجانی، رفتار اخلاقی و متواضعانه ایشان با طلاب و فضلا بود.
آیتالله سیدمجتبی خامنهای در پیام خود، از رفتار «متواضعانه و پدرانه» ایشان با طلاب و فضلا یاد کرده و آن را رفتاری مشهود و درسآموز دانستهاند.
این تعبیر اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا در سنت علمی اسلامی، علم هنگامی به کمال میرسد که با اخلاق همراه باشد.
دانش ممکن است انسان را صاحب اطلاعات فراوان کند؛ اما تواضع، ادب، تحمل گفتوگو و رفتار کریمانه است که دانش را به حکمت نزدیک میکند.
از همین رو، شخصیت علمی آیتالله العظمی شبیری زنجانی را نمیتوان تنها در آثار و درسهای او خلاصه کرد؛ بخشی از میراث او در نوع مواجههاش با شاگرد، طلبه، پژوهشگر و انسانهای پیرامونش باقی خواهد ماند.
یک خلأ در میان محققان تراز اول
آیتالله سیدمجتبی خامنهای در پایان پیام خود، رحلت آیتالله العظمی شبیری زنجانی را موجب ایجاد خلأ در «ردیف محققین تراز اول شیعه در عصر حاضر» دانسته و جبران این خلأ را نیازمند گذشت زمان ارزیابی کردهاند.
این تعبیر را میتوان از منظری گستردهتر نیز نگریست: جامعه علمی گاه با فقدان شخصیتی روبهرو میشود که جایگاه او صرفاً حاصل یک تخصص یا یک دوره فعالیت نیست، بلکه حاصل دههها انباشت تجربه علمی، حافظه تاریخی، تحقیق، تدریس و ارتباط میان نسلهای مختلف است.
از این منظر، مسئله تنها فقدان یک استاد یا یک فقیه نیست؛ بلکه فقدان بخشی از حافظه زنده یک سنت علمی است.
میراثی فراتر از مرزهای جغرافیایی
درگذشت این عالم برجسته، برای جامعه فرهنگی افغانستان نیز فرصتی برای تأمل درباره مفهوم «میراث مشترک علمی و فرهنگی جهان اسلام» است.
ایران و افغانستان، بهعنوان دو حوزه تمدنی همریشه، در طول تاریخ در زمینه زبان و ادب فارسی، فرهنگ اسلامی، دانش دینی، فلسفه، عرفان و علوم انسانی پیوندهای دیرپایی داشتهاند.
دانش در این جغرافیای فرهنگی همواره مرزهای سیاسی را پشت سر گذاشته است؛ از شهری به شهری، از مدرسهای به مدرسهای و از استادی به شاگردی منتقل شده و در هر دوره، صورت تازهای یافته است.
از این منظر، یادکرد از آیتالله العظمی شبیری زنجانی تنها یادکرد از یک عالم ایرانی نیست؛ بلکه ادای احترام به سنتی علمی است که بخش مهمی از تاریخ فرهنگی جهان اسلام را شکل داده است.
برای نسل جوان افغانستان نیز آشنایی با چنین شخصیتهایی میتواند فرصتی برای شناخت بخشی از تاریخ علم و فرهنگ اسلامی و بازخوانی پیوندهای دیرینه میان مراکز علمی و فرهنگی منطقه باشد.
در سوگ یک عالم، از آینده علم سخن بگوییم
رحلت آیتالله العظمی سید موسی شبیری زنجانی، پایان زندگی عالمی بود که دهههای طولانی عمر خود را با تعلم، تعلیم، تحقیق، تدریس و خدمت علمی سپری کرد.
اما میراث عالمان بزرگ با رفتن آنان پایان نمییابد.
آنچه از یک عالم باقی میماند، تنها کتاب و رساله نیست؛ روش اندیشیدن، شیوه تحقیق، اخلاق علمی، شاگردان، خاطرات و نسلی است که از او آموخته است.
اگر بخواهیم میراث آیتالله العظمی شبیری زنجانی را در چند واژه خلاصه کنیم، شاید بتوان از فقاهت، پژوهش و تربیت نام برد؛ سه ساحتی که در زندگی علمی او به یکدیگر پیوند خورده بودند.
او از نسلی بود که علم را با صبر آموخت، با تحقیق عمق بخشید و با تدریس به نسلهای بعد سپرد.
اکنون که او از میان ما رفته است، مسئولیت پاسداشت آن میراث بر دوش اهل علم و فرهنگ است؛ پاسداشت دانشی که با کتاب و مدرسه آغاز میشود، با تحقیق و گفتوگو عمق مییابد و سرانجام در تربیت انسانهایی فرهیخته و مسئول به ثمر مینشیند.
در سوگ او، شاید بتوان گفت: یک عالم از میان ما رفت، اما مدرسهای از دانش، تحقیق، اخلاق و تربیت همچنان به حیات خود ادامه خواهد داد.
از جانب جامعه فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در کابل، این ضایعه علمی و فرهنگی را به مراجع عظام، حوزههای علمیه، استادان، فضلا، طلاب، پژوهشگران، شاگردان و علاقهمندان آن عالم فقید و عموم دوستداران علم و فرهنگ اسلامی تسلیت عرض میکنم و از درگاه خداوند متعال برای آن فقیه و پژوهشگر فرزانه، رحمت و مغفرت الهی و برای خاندان، شاگردان و جامعه علمی و فرهنگی، صبر و شکیبایی مسئلت دارم.
اتحادنیوز؛ همراه شما در پیگیری تازهترین رویدادهای افغانستان و جهان.




