رقابت فزاینده آمریکا و چین وارد مرحلهای شده که بسیاری آن را با «تله توسیدید» و زمینههای جنگ پلوپونزی مقایسه میکنند؛ تقابلی که در آن، هراس قدرت مسلط از ظهور رقیب جدید میتواند جهان را بهسوی بحرانهای خطرناک سوق دهد.
تنش میان ایالات متحده و چین در چارچوب «تله توسیدید» به نقطهای رسیده که بسیاری از تحلیلگران آن را شبیه یک جنگ پنهان پلوپونزی در عصر مدرن توصیف میکنند. قدرت نوظهور چین در حال به چالش کشیدن نظم تکقطبی آمریکا است و واشنگتن برای حفظ موقعیت هژمونیک خود، از ابزارهای فشار اقتصادی، امنیتی و تکنولوژیک استفاده میکند. در این میان، سفر اخیر هیئت آمریکایی به چین، تنها یک دیدار دیپلماتیک نبود بلکه صحنهای از رقابت آشکار قدرتها بود. نکته مهم این است که یکی از محورهای پنهان اما کلیدی این سفر، مسئله ایران و بهویژه نقش آن در بازار انرژی و امنیت منطقهای، از جمله تنگه هرمز بهعنوان یک اهرم استراتژیک در دست تهران بوده است. همین موضوع، معادلات گفتوگوهای واشنگتن و پکن را فراتر از آسیا به خاورمیانه نیز کشانده است.
در جریان این سفر، پکن با رویکردی کاملاً حسابشده و از موضع قدرت وارد تعامل شد و نشان داد که حاضر نیست در چارچوب فشارهای یکجانبه آمریکا عمل کند. همزمان، فضای مذاکرات زیر سایه تحریمهای متقابل و تنشهای قبلی شکل گرفت؛ جایی که هر دو طرف پیش از این سفر نیز محدودیتهای اقتصادی جدیدی علیه یکدیگر اعمال کرده بودند. برخی مواضع رسانهای و سیاسی نیز نشان میدهد که واشنگتن تلاش دارد نقش چین در خرید نفت از ایران را بهعنوان یک ابزار فشار دیپلماتیک برجسته کند. در مقابل، چین این فشارها را بخشی از سیاست مهار آمریکا میداند و بر حفظ استقلال اقتصادی خود تأکید دارد. نتیجه این وضعیت، شکلگیری یک رقابت کنترلشده اما بسیار عمیق میان دو قدرت جهانی است.
در بُعد ژئوپلیتیک، مسئله تایوان همچنان مهمترین و خطرناکترین نقطه اصطکاک میان واشنگتن و پکن باقی مانده است. چین این موضوع را خط قرمز حاکمیتی خود میداند و هرگونه مداخله خارجی را تهدیدی مستقیم علیه امنیت ملی تلقی میکند. در مقابل، آمریکا سیاست بازدارندگی و حمایت غیرمستقیم از تایوان را ادامه میدهد. در چنین فضایی، هرگونه اشتباه محاسباتی میتواند به سرعت بحران را از سطح دیپلماتیک به سطح نظامی سوق دهد. با این حال، هر دو طرف هنوز تلاش میکنند از عبور از نقطه بیبازگشت جلوگیری کنند و کانالهای ارتباطی را باز نگه دارند.
در سطح اقتصادی و راهبردی نیز نشانههای واضحی از «رقابت بدون جنگ مستقیم» دیده میشود. تجارت، فناوری و انرژی به ابزارهای اصلی فشار متقابل تبدیل شدهاند و بازارهای جهانی به شدت تحت تأثیر این رقابت قرار گرفتهاند. چین در عین حفظ روابط گسترده تجاری، به دنبال تقویت نفوذ خود در مناطق کلیدی از جمله خاورمیانه و منابع انرژی است، در حالی که آمریکا تلاش میکند این نفوذ را محدود کند. در مجموع، سفر اخیر نه نشانه پایان تنش، بلکه تأییدی بر ورود جهان به مرحله جدیدی از رقابت ساختاری میان قدرتهای بزرگ است؛ رقابتی که میتواند آینده نظم جهانی را بازتعریف کند.
به قلم سید جمیل کاظمی، رئیس خبرگزاری اتحاد



