اخیرا زلمی خلیلزاد، نماینده پیشین ایالات متحده امریکا به همراه هیئتی از واشنگتن به کابل رفت و دیداری را با امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان داشت. خلیلزاد معمار توافقنامه دوحه بود که در 29 فبروری سال 2020 بین امریکا و طالبان به امضا رسید و در نتیجه آن نیروهای خارجی از افغانستان خارج، جمهوریت سقوط و طالبان توانستند قدرت را بدست بیاورند.
اما بحث اصلی در این نوشتار، خوشبینی مقامات طالبان است که خیال میکنند حضور خلیلزاد، بار دیگر برگ برندهای برای آنها دارد و این چهره میتواند روابط کابل و واشنگتن را بهبود ببخشد، کمکهای غربی را به افغانستان سرازیر کند و حتی در مورد رسمیت حکومت موجود نیز نقش موثری ایفا نماید.
در همین حال تامی بروس، سخنگوی وزارت خارجه امریکا با بیان اینکه خلیلزاد هیچ نقش رسمی در دولت امریکا ندارد، اعلام کرده که این سفر به معنای ازسرگیری مذاکرات با طالبان نیست.
در اینجا دو نکته حائز اهمیت است
یکم: زلمی خلیلزاد همانطور که در بالا ذکر شد، معمار توافقنامه دوحه بود، ولی خروج غیرمسئولانه نیروهای خارجی از افغانستان که با خشم شمار زیادی از مقامات کاخ سفید و کنگره این کشور همراه شد، او را به یک چهره منفور در دولت امریکا تبدیل کرد. کانگرس او را احضار و در مورد خروج غیرمسئولانه نیروهای امریکایی و ناتو پرس و پالی را انجام داد. از سویی هم اظهارات اخیر سخنگوی وزارت خارجه امریکا به خوبی ثابت میکند که خلیلزاد فعلی، خلیلزاد قبل از خروج نیروهای خارجی از افغانستان نیست و هیچ صلاحیت رسمی در دولت امریکا ندارد که بخواهد برگ برندهای برای طالبان باشد. از آنجایی که طالبان به مطالبات جهانی مثل تشکیل حکومت فراگیر، تامین حقوق زنان، بازگشایی مکاتب و دانشگاه ها به روی دختران و… توجهی نکردند، در حالت بلاتکلیفی قرار دارند، ولی باید مدنظر داشته باشند که از یکسو خلیلزاد صلاحیتی ندارد و از سوی دیگر با توجه به خطاها و ناکارآمدیهای حکومت طالبان، امریکا تمایلی به تغییر رویکرد با این گروه ندارد.
طوری که مایکل کوگلمن، تحلیلگر مسائل سیاسی نیز در این مورد به واشنگتن پست گفته است که آزادی یک شهروند امریکایی توسط طالبان، نشانهای از توسعه روابط دو طرف نیست و دولت امریکا همچنان از به رسمیت شناختن طالبان سر باز میزند.
دوم: افغانستانِ امروز بیش از هر زمان دیگر به توسعه و آرامش کشورهای همسایه وابسته است. به این معنا که اگر کشورهای همسایه از جهات مختلف خاطرشان از افغانستان جمع باشند، برگ برنده.ای برای کابل است. این خاطرجمعی زمانی میتواند میسر شود که از بابت فعالیت گروههای تروریستی در افغانستان نگرانی وجود نداشته باشد، زیرا وجود گروههای تروریستی در این کشور، پیامدهای منفی برای همسایهها و منطقه نیز دارد. علاقه کشورهای همسایه و منطقه برای توسعه روابط با افغانستان در بخش های مختلف اقتصادی و سیاسی میتواند به نفع طالبان و افغانستان باشد و هرچند در حال حاضر کشورهای مختلف منطقه روابط اقتصادی نسبتا خوبی با کابل برقرار کردهاند، ولی از شواهد و قرائن پیداست که اعتماد آنچنانی در میان نیست. نقض حقوق بشر از سوی طالبان، حکومت انحصاری قومی و گروهی، بسته ماندن مکاتب و دانشگاهها به روی دختران، محدودیتهای شدید بالای زنان و حذف آنها از ادارات مختلف دولتی و خصوصی، فعالیت گروههای تروریستی از جمله داعش در مناطقی از افغانستان از نگرانی های شدید کشورهای همسایه و منطقه است که اگر برای رفع آن گامهای عملی برداشته نشود، رویکرد کشورهای منطقه نیز تغییر خواهد کرد.
لذا همانطور که ذکر شد، امریکا تمایلی برای تغییر رویکرد با طالبان ندارد و دل بستن طالبان به خلیلزاد، اشتباه محض است. به جای آن بهترین راه برای کابل، توسعه روابط با کشورهای همسایه است که میتوانند در حل بحران ها کمک کرده و مسیر را برای توسعه افغانستان از جهات اقتصادی و سیاسی هموار نماید.
✍️سید رضا حسینی