همزمان با هشدار نمایندگان روسیه، فرانسه، آمریکا و بریتانیا درباره تداوم تهدید گروههای تروریستی در افغانستان، بهویژه داعش خراسان، برخی چهرههای نزدیک به سیاست افغانستان آمریکا از عملکرد طالبان در مبارزه با تروریسم دفاع میکنند. این دوگانگی نشان میدهد که رویکرد قدرتهای جهانی در قبال طالبان بیش از آنکه بر یک ارزیابی واحد امنیتی استوار باشد، تحت تأثیر ضرورتهای ژئوپلیتیکی و نیاز به مدیریت بحران افغانستان قرار گرفته است.
نشست اخیر شورای امنیت سازمان ملل متحد بار دیگر افغانستان را در کانون بحثهای امنیتی قرار داد. نمایندگان روسیه، فرانسه، آمریکا و بریتانیا نسبت به فعالیت گروههای تروریستی، بهویژه داعش خراسان، هشدار دادند و بر خطر استفاده این گروهها از فناوریهای جدید، منابع مالی دیجیتال و شبکههای ارتباطی برای جذب نیرو و سازماندهی حملات تأکید کردند.
در همین نشست، نماینده پاکستان نیز مدعی شد که گروههای مسلح مخالف این کشور از خاک افغانستان علیه پاکستان فعالیت میکنند؛ ادعایی که طالبان همواره آن را رد کرده و بر جلوگیری از استفاده از خاک افغانستان علیه کشورهای دیگر تأکید داشته است.
با این حال، همزمان با این نگرانیها، اظهارات اخیر زلمی خلیلزاد، نماینده پیشین آمریکا در امور افغانستان، تصویر متفاوتی ارائه میکند. خلیلزاد معتقد است طالبان به تعهدات خود در توافق دوحه در زمینه جلوگیری از استفاده گروههایی مانند القاعده از خاک افغانستان علیه آمریکا پایبند بوده و پس از خروج نیروهای آمریکایی نیز حملهای از خاک افغانستان علیه آمریکا رخ نداده است.
البته خلیلزاد در حال حاضر مقام رسمی دولت آمریکا نیست و نمیتوان اظهارات او را موضع رسمی واشنگتن تلقی کرد؛ اما سابقه او در روند مذاکرات آمریکا و طالبان و نقش وی در توافق دوحه باعث میشود دیدگاههایش همچنان در تحلیل سیاست افغانستان مورد توجه قرار گیرد. بهویژه آنکه او در سالهای اخیر بارها از روند تعامل با طالبان دفاع کرده است.
در ظاهر، میان این دو تصویر تناقض وجود دارد: از یک سو کشورهای غربی و منطقهای همچنان درباره حضور داعش و سایر گروههای تروریستی در افغانستان هشدار میدهند و از سوی دیگر، همین کشورها بر ضرورت حفظ کانالهای ارتباطی و تعامل با حکومت طالبان تأکید میکنند.
اما این تناقض را میتوان در چارچوب واقعیتهای جدید افغانستان توضیح داد.
پس از بازگشت طالبان به قدرت، بخش قابل توجهی از کشورهای منطقه و جهان به این نتیجه رسیدهاند که کنار گذاشتن کامل افغانستان و قطع ارتباط با حاکمان این کشور، الزاماً به کاهش تهدیدهای امنیتی منجر نمیشود. برعکس، برای کنترل تروریسم، مهاجرت، مواد مخدر، امنیت مرزها و تحولات منطقهای، داشتن کانال ارتباطی با حکومت مستقر در کابل برای بسیاری از کشورها یک ضرورت عملی است.
از سوی دیگر، افغانستان تنها صحنه رقابت طالبان و مخالفان داخلی آن نیست. روسیه، چین، ایران، پاکستان، کشورهای آسیای مرکزی، کشورهای عربی و قدرتهای غربی هر یک منافع و نگرانیهای متفاوتی در افغانستان دارند. در چنین شرایطی، طالبان نیز تلاش کرده است با اتخاذ سیاست تعامل با طیف گستردهای از کشورها، خود را از انزوای کامل خارج کند و روابط خارجی افغانستان را بر مبنای منافع امنیتی و اقتصادی تنظیم کند.
به نظر میرسد طالبان نسبت به دوره نخست حاکمیت خود درک متفاوتی از محیط منطقهای و بینالمللی پیدا کرده است. این حکومت تلاش میکند همزمان با حفظ ساختار قدرت داخلی، نگرانیهای امنیتی همسایگان را کاهش دهد و با قدرتهای مختلف ارتباط داشته باشد. همکاری امنیتی با چین، تعامل با روسیه و کشورهای منطقه و تلاش برای حفظ کانالهای ارتباطی با غرب را میتوان بخشی از همین رویکرد دانست.
با این حال، مسئله داعش خراسان همچنان یک چالش جدی است. حتی اگر طالبان توانسته باشد در مقاطعی عملیاتهای مؤثری علیه این گروه انجام دهد، باقی ماندن توان عملیاتی و تبلیغاتی داعش خراسان نشان میدهد که مسئله تروریسم در افغانستان را نمیتوان پایانیافته تلقی کرد.
اهمیت این مسئله تنها به افغانستان محدود نمیشود. اروپا و آمریکا در شرایطی با بحرانهای امنیتی و ژئوپلیتیکی گستردهتری مواجهاند که جنگ روسیه و غرب، تنشهای ایران و آمریکا و مجموعهای از تحولات جهانی، توجه قدرتهای بزرگ را به نقاط مختلف جهان معطوف کرده است. در چنین شرایطی، مدیریت بحران افغانستان و جلوگیری از تبدیل شدن دوباره این کشور به مرکز صدور ناامنی، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
اتحادنیوز، همراه شما در پیگیری تازهترین رویدادهای افغانستان و جهان.





