همزمانی تشدید فشار طالبان بر نهادهای شیعی و حضور زلمی خلیلزاد در کابل و در مراسم امضای قرارداد نفت و گاز با یک شرکت سعودی، این پرسش را مطرح کرده است که آیا طالبان در حال ارسال پیامهایی فراتر از مرزهای داخلی افغانستان است؛ پیامی که میتواند به فاصله گرفتن بیشتر از ایران و نزدیک شدن به منافع آمریکا و متحدانش تعبیر شود.
تحولات چند روز اخیر در کابل، از تخلیه و تصرف حوزه علمیه خاتمالنبیین و بازداشت ۲۸ استاد و طلبه تا محاصره دفتر کمیسیون عالی شیعیان و بازداشت شماری از چهرههای هزاره و شیعه، صرفاً مجموعهای از رویدادهای پراکنده به نظر نمیرسد. این اقدامات در فاصله کوتاهی رخ داده و فشار بر نهادهای اجتماعی، مذهبی و سیاسی شیعیان را افزایش داده است.
در همین فضای پرتنش، حضور زلمی خلیلزاد در کابل اهمیت ویژهای پیدا میکند. خلیلزاد در مذاکرات دوحه یکی از مهمترین چهرههای طرف آمریکایی در روندی بود که به توافق آمریکا و طالبان و در نهایت خروج نیروهای آمریکایی و سقوط جمهوری افغانستان انجامید. اسناد و اظهارات بعدی خود او نیز نشان میدهد که در آن روند ارتباط مستقیم و گستردهای با طالبان داشته است.
اکنون، چند سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، خلیلزاد نهتنها با مقامهای این گروه دیدار میکند، بلکه در مراسم امضای قرارداد ۲۰۰ میلیون دلاری اکتشاف و استخراج نفت و گاز هرات با یک شرکت سعودی نیز حضور دارد. او همچنین از فراهم شدن شرایط مناسب برای سرمایهگذاری خارجی در افغانستان سخن گفته و از علاقه شرکتهایی از عربستان، قطر، جمهوری آذربایجان و نروژ به سرمایهگذاری در این کشور خبر داده است.
البته واشنگتن ادعا کرده که خلیلزاد دیگر کارمند دولت آمریکا نیست و در سفرها و دیدارهایش با طالبان، نماینده رسمی ایالات متحده محسوب نمیشود. اما همین تفکیک رسمی، الزاماً اهمیت سیاسی حضور او را از بین نمیبرد؛ بهخصوص وقتی فردی با سابقه مستقیم در مذاکرات آمریکا و طالبان، در چنین سطحی در کنار مقامهای طالبان و سرمایهگذاران خارجی ظاهر میشود.
از این زاویه میتوان یک احتمال سیاسی مهم را بررسی کرد: آیا طالبان تلاش دارد با نشان دادن آمادگی برای همکاری اقتصادی با کشورهای عربی و همزمان اتخاذ سیاستهای سختگیرانهتر در برابر بخشی از جامعه شیعه، برای غرب و بهویژه آمریکا پیام بفرستد؟
توافق میان واشنگتن و طالبان شاید به طور علنی رخ نداده باشد؛ اما در معادلات منطقهای، فاصله گرفتن طالبان از تهران میتواند برای آمریکا اهمیت داشته باشد. بهویژه در شرایطی که رقابت و تقابل آمریکا و ایران وارد مرحلهای حساس شده است، واشنگتن ممکن است بیش از گذشته به دنبال محدود کردن نفوذ ایران در محیط پیرامونی خود باشد و از طالبان انتظار داشته باشد که دستکم به همکاریهای امنیتی و اطلاعاتی، کنترل تحرکات ضدآمریکایی و کاهش وابستگی راهبردی به کشورهای همسایه نزدیک شود.
از سوی دیگر، طالبان نیز برای تثبیت حکومت خود به سرمایهگذاری خارجی، منابع مالی و کاهش فشار بینالمللی نیاز دارد. قرارداد نفت و گاز با یک شرکت سعودی و تلاش برای نمایش افغانستان بهعنوان مقصد سرمایهگذاری، بخشی از همین تلاش برای عادیسازی و تثبیت اقتصادی حکومت طالبان است.
بنابراین، آنچه امروز در کابل دیده میشود، میتواند بخشی از یک معامله بزرگتر ژئوپلیتیکی باشد؛ طالبان در برابر امتیازهای اقتصادی و سیاسی، تلاش میکند خود را بهعنوان حکومتی باثبات و قابل تعامل معرفی کند و در مقابل، غرب نیز ممکن است به جای تغییر حکومت، بیش از گذشته بر مهار تهدیدهای امنیتی و تنظیم رفتار طالبان تمرکز کند.
در این میان، فشار بر شیعیان اگرچه دلایل و زمینههای داخلی خود را دارد، اما همزمانی آن با تحرکات تازه خلیلزاد و تلاش طالبان برای جلب سرمایه و مشروعیت خارجی، پرسشهای جدی درباره پیام سیاسی این اقدامات ایجاد کرده است.
این پرسش اکنون جدیتر از همیشه مطرح است: آیا طالبان برای تثبیت حکومت خود، در حال بازتعریف موازنه میان ایران، آمریکا و کشورهای عربی است؛ و آیا فشار بر شیعیان یکی از نشانههای این تغییر جهت است؟
اتحادنیوز، همراه شما در پیگیری تازهترین رویدادهای افغانستان و جهان.





