حکومت طالبان در سالهای اخیر توانسته است تا حدی بر وضعیت امنیتی، اقتصادی و سیاسی افغانستان مسلط شود؛ اما تثبیت قدرت لزوماً به معنای کسب مشروعیت نیست. تداوم این وضعیت، در بلندمدت نیازمند ایجاد اعتماد عمومی، پذیرش تنوع اجتماعی و تأمین حقوق اقوام و مذاهب مختلف افغانستان است.
طالبان پس از بازگشت به قدرت، توانستهاند سطحی از کنترل سیاسی و امنیتی را در سراسر افغانستان برقرار کنند و در حوزههایی مانند مدیریت اقتصادی و اداره ساختارهای دولتی نیز ثبات نسبی ایجاد کنند. این واقعیت را نمیتوان در ارزیابی وضعیت کنونی افغانستان نادیده گرفت.
با این حال، حفظ کنترل سیاسی با کسب مشروعیت اجتماعی دو مفهوم متفاوت است. یک حکومت ممکن است بتواند نظم و امنیت را برقرار کند، اما برای تبدیل این کنترل به ثبات پایدار، به اعتماد و همراهی بخشهای مختلف جامعه نیاز دارد.
افغانستان جامعهای متکثر از نظر قومی، مذهبی و اجتماعی است. از این رو، هرگونه سیاستی که بخشی از جامعه را از مشارکت مؤثر در ساختار سیاسی و اجتماعی کشور کنار بگذارد، در نهایت میتواند به شکاف میان حکومت و جامعه منجر شود.
در این میان، وضعیت شیعیان افغانستان اهمیت ویژهای دارد. شیعیان بخشی ریشهدار و جداییناپذیر از جامعه افغانستان هستند و نمیتوان آینده سیاسی و اجتماعی کشور را بدون در نظر گرفتن حقوق، امنیت و جایگاه آنان تصور کرد. برخورد برابر با اقوام و مذاهب، صرفاً یک مطالبه اجتماعی نیست؛ بلکه میتواند به یک ضرورت سیاسی برای تقویت مشروعیت و سرمایه اجتماعی حکومت تبدیل شود.
سرمایه اجتماعی با اجبار ایجاد نمیشود. اعتماد عمومی زمانی شکل میگیرد که شهروندان احساس کنند حکومت آنان را متعلق به خود میداند و حقوق و کرامت آنان را فارغ از قومیت و مذهب محترم میشمارد.
طالبان اگر به دنبال ماندگاری و ثبات بلندمدت هستند، باید از مرحله «کنترل کشور» به مرحله «جلب اعتماد جامعه» عبور کنند. این مسیر، مستلزم پذیرش واقعیت چندقومی و چندمذهبی افغانستان و ایجاد فضایی است که همه گروههای اجتماعی خود را در آینده این کشور سهیم بدانند.
در نهایت، قدرت میتواند یک حکومت را مستقر کند؛ اما این مشروعیت، اعتماد عمومی و رضایت جامعه است که میتواند آن حکومت را ماندگار سازد.
✍️سید جمیل کاظمی
اتحادنیوز، همراه شما در تازهترین رویدادهای افغانستان و جهان.





