وحدت و اخوت اسلامی از بنیادیترین آموزههای قرآن کریم و سیره پیامبر اکرم (ص) است؛ اصلی که فراتر از تفاوتهای مذهبی، قومی و جغرافیایی، مسلمانان را به همگرایی و برادری فرا میخواند. هفته وحدت فرصتی است برای بازخوانی این آموزه و تأمل در ضرورت تقویت همبستگی و همزیستی در جهان اسلام.
✍️️سید روحالله حسینی؛ رایزن فرهنگی ج.ا.ا در افغانستان
مقدمه
در تاریخ ادیان و تمدنها، کمتر شخصیتی را میتوان یافت که همچون حضرت محمد مصطفی )ص( توانسته باشد دلهای انسانها را در گسترهای وسیع، فراتر از مرزهای جغرافیایی، قومی، نژادی و زبانی، به یکدیگر پیوند دهد. پیامبر اسلام )ص( تنها آورنده یک شریعت نبود؛ بلکه معمار جامعهای بود که در آن »ایمان« جایگزین تعصبات قبیلهای، »اخوت« جایگزین دشمنی، و »عدالت« جایگزین تبعیض گردید.
اسلام از همان آغاز، مسلمانان را به عنوان یک پیکر و یک امت معرفی کرد. قرآن کریم از مسلمانان میخواهد که به ریسمان الهی چنگ زنند و از تفرقه بپرهیزند:
»وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا«
ترجمه: همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید.
این آیه، صرفًا یک توصیه اخلاقی نیست؛ بلکه یک اصل بنیادین برای حیات اجتماعی امت اسلامی است. قرآن کریم در جای دیگری با صراحتی کمنظیر میفرماید:
»إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ«
ترجمه: همانا مؤمنان با یکدیگر برادرند؛ پس میان برادران خود صلح و آشتی برقرار کنید.
بنابراین، اخوت اسلامی یک شعار موسمی و محدود به یک مناسبت خاص نیست؛ بلکه بخشی از فلسفه اجتماعی اسلام و یکی از پایههای اساسی تمدن اسلامی است.
وحدت اسلامی در منطق قرآن
قرآن کریم در ترسیم جامعه مطلوب اسلامی، از تعبیر »امت واحده« استفاده میکند. خداوند متعال میفرماید:
»إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ«.
این آیه، تصویری روشن از یک حقیقت بزرگ ارائه میکند: مسلمانان، با وجود تفاوت در زبان، قومیت، جغرافیا و برخی برداشتهای فقهی و کلامی، در اصول بنیادین ایمان به خدای واحد، پیامبر واحد، کتاب آسمانی واحد و قبله واحد، اعضای یک امتاند.
البته وحدت اسلامی به معنای از میان برداشتن همه تفاوتهای فکری و فقهی نیست. اسلام از گفتوگوی علمی و اجتهاد جلوگیری نکرده است. در طول تاریخ، دانشمندان مذاهب مختلف اسلامی در کنار یکدیگر به تولید علم، فقه، فلسفه، کالم، عرفان، ادبیات و تمدن پرداختهاند.
مسئله اساسی آن است که تفاوت علمی نباید به دشمنی اجتماعی تبدیل شود و اختلاف اجتهادی نباید به خصومت ایمانی بینجامد. قرآن کریم حتی در هنگام بروز اختلاف و درگیری میان دو گروه مؤمن، نخستین دستور را »اصلاح« قرار میدهد و سپس تأکید میکند که مؤمنان برادر یکدیگرند. از این منظر، وحدت اسلامی نه به معنای انکار تفاوتها، بلکه به معنای مدیریت عاقلانه تفاوتها در چارچوب برادری ایمانی است.
سنت پیامبر (ص)؛ برادری از سخن تا عمل
پیامبر گرامی اسلام (ص) پس از هجرت به مدینه، جامعهای را بنیان گذاشت که یکی از ارکان آن، پیوند برادری میان مسلمانان بود. آن حضرت تلاش کرد جامعهای را بنا کند که در آن مسلمانان خود را رقیب و دشمن یکدیگر ندانند، بلکه نسبت به سرنوشت یکدیگر مسئول باشند.
در فرهنگ نبوی، مسلمان نمیتواند نسبت به رنج برادر مسلمان خود بیتفاوت باشد. در احادیث فراوان، بر محبت، همکاری، همدردی، حفظ حرمت مسلمانان و پرهیز از ظلم و تحقیر تأکید شده است. این نگاه، در حقیقت همان چیزی است که امروزه از آن با عنوان «همبستگی اجتماعی» یاد میکنیم؛ اما اسلام قرنها پیش آن را در قالب «اخوت ایمانی» مطرح کرده بود.
پیامبر اکرم (ص) جامعه اسلامی را به پیکری واحد تشبیه کرده است؛ هنگامی که عضوی از آن پیکر رنج میبرد، سایر اعضا نیز باید نسبت به آن احساس مسئولیت کنند. از همینجاست که میتوان دریافت وحدت اسلامی صرفاً یک مفهوم سیاسی نیست؛ بلکه ریشه در اخلاق، ایمان، انسانیت و آموزههای اصیل نبوی دارد.
یکی از اشتباهات رایج در بحث وحدت آن است که تصور شود برای رسیدن به وحدت باید همه مسلمانان در تمام جزئیات اعتقادی، فقهی و تاریخی مانند یکدیگر بیندیشند. چنین برداشتی نه با واقعیت تاریخی امت اسلامی سازگار است و نه با سنت علمی مسلمانان.
در طول تاریخ، مذاهب و مکاتب مختلف اسلامی در کنار یکدیگر زیستهاند و در بسیاری از حوزهها از دستاوردهای علمی یکدیگر بهره بردهاند. وحدت واقعی آن است که مسلمانان بتوانند در عین حفظ هویت مذهبی و علمی خود، بر مشترکات بزرگ اسلامی تکیه کنند.
خدای همه ما یکی است؛ پیامبر همه ما حضرت محمد مصطفی (ص) است؛ قرآن کتاب همه ماست؛ قبله همه ما کعبه است؛ نماز، روزه، حج، زکات و بسیاری از اصول اخلاقی و اجتماعی در میان همه مسلمانان مشترک است. آیا این مشترکات بزرگ برای آنکه مسلمانان دستکم در برابر دشمنی، ظلم، فقر، جهل، افراطگرایی و عقبماندگی در کنار یکدیگر بایستند، کافی نیست؟ پاسخ روشن است.
میلاد پیامبر (ص)؛ نقطه مشترک قلبهای مسلمانان
یکی از زیباترین جلوههای اندیشه تقریب مذاهب اسلامی، شکلگیری «هفته وحدت» در فاصله میان دو تاریخ مشهور ولادت پیامبر اکرم (ص) است. بر اساس دیدگاه مشهور در میان اهل سنت، ولادت پیامبر گرامی اسلام (ص) در دوازدهم ربیعالاول دانسته شده است و در میان شیعه امامیه، هفدهم ربیعالاول به عنوان روز ولادت آن حضرت شهرت دارد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، حضرت امام خمینی (ره) با نگاهی وحدتگرایانه، فاصله میان این دو تاریخ را به عنوان «هفته وحدت» مطرح کردند؛ ابتکاری که هدف آن تبدیل یک تفاوت تقویمی به فرصتی برای همگرایی و تجلیل مشترک از شخصیت پیامبر اعظم (ص) بود. این اقدام، از نظر فرهنگی و تمدنی دارای معنای عمیقی است.
به جای آنکه دوازدهم و هفدهم ربیعالاول بهانهای برای برجسته کردن اختلاف باشد، این پنج روز به پلی برای پیوند دلها تبدیل شد. در حقیقت، پیام هفته وحدت این است: «اختلاف در روایت تاریخ ولادت، نباید ما را از اشتراک بزرگتری که همان محبت به پیامبر اسلام (ص) است، غافل کند». اگر یک روز برای برادری کافی نیست، یک هفته را به برادری اختصاص دهیم؛ و اگر یک هفته کافی نیست، همه سال را به فرهنگ اخوت تبدیل کنیم.
امام خمینی (ره) و تبدیل «وحدت» به یک گفتمان جهانی
حضرت امام خمینی (ره) وحدت اسلامی را تنها یک موضوع داخلی یا مذهبی نمیدانست. در نگاه ایشان، جهان اسلام ظرفیت عظیمی برای همکاری سیاسی، اقتصادی، علمی و فرهنگی دارد؛ اما تفرقه میتواند این ظرفیت را از میان ببرد. از این منظر، هفته وحدت را میتوان بخشی از یک پروژه بزرگتر دانست: بازگرداندن آگاهی به امت اسلامی و تقویت اعتماد میان پیروان مذاهب مختلف. ابتکار هفته وحدت بعدها به مجموعهای از فعالیتهای علمی و فرهنگی در زمینه تقریب مذاهب اسلامی پیوند خورد و کنفرانسها و مجامع بینالمللی وحدت اسلامی، زمینه حضور عالمان و اندیشمندان مذاهب مختلف را فراهم کرد.
این حرکت در واقع میکوشد اختلاف را از عرصه خصومت به عرصه گفتوگوی علمی منتقل کند؛ زیرا اختلاف علمی، هنگامی که با اخلاق همراه باشد، میتواند به رشد اندیشه منجر شود، اما اختلاف همراه با نفرت، تکفیر و توهین، جامعه را فرسوده میکند.
در ادامه این مسیر، شهید آیتالله العظمی امام سیدعلی خامنهای (رضوانالله تعالی علیه) نیز طی دهههای گذشته، بر ضرورت وحدت اسلامی و تقریب مذاهب تأکید فراوان کردند و برگزاری کنفرانسهای بینالمللی وحدت اسلامی و ارتباط میان علما و اندیشمندان مذاهب مختلف را مورد حمایت قرار دادند. در نگاه ایشان، وحدت صرفاً یک تاکتیک سیاسی نیست؛ بلکه یک وظیفه دینی و اخلاقی است.
یکی از مهمترین جلوههای این دیدگاه، فتوای صریح ایشان درباره حرمت اهانت به مقدسات اهل سنت است. در این فتوا، اهانت به نمادهای مورد احترام اهل سنت، حرام اعلام شده است. اهمیت این فتوا تنها در یک حکم فقهی خلاصه نمیشود؛ بلکه پیام اجتماعی و تمدنی آن بسیار گسترده است: «هیچکس حق ندارد به نام مذهب خود، مقدسات مذهب دیگر را مورد توهین قرار دهد و سپس آن را به حساب اسلام بگذارد».
این اصل، در شرایطی که رسانههای اجتماعی امکان انتشار سریع نفرت و توهین را فراهم کردهاند، اهمیت دوچندان پیدا میکند. امروز اگر یک سخن تحریکآمیز در کابل، تهران، بغداد، کراچی، قاهره یا هر نقطه دیگری منتشر شود، در چند دقیقه میتواند احساسات میلیونها انسان را تحت تأثیر قرار دهد. ازاینرو، عالمان دین، دانشگاهیان، رسانهها و نخبگان فرهنگی مسئولیت سنگینی در جلوگیری از نفرتپراکنی مذهبی دارند. حتی در فضای رسمی معاصر تقریب مذاهب نیز بر این نکته تأکید شده که هر اقدام تفرقهافکنانه میتواند در خدمت اهداف دشمنان امت اسلامی قرار گیرد.
افغانستان؛ سرزمین نیازمند به گفتمان اخوت
افغانستان بیش از بسیاری از کشورهای اسلامی به فرهنگ اخوت و همزیستی نیازمند است. جامعه افغانستان دارای تنوع قومی، زبانی، مذهبی و فرهنگی گستردهای است. این تنوع، اگر با عدالت، احترام متقابل و عقلانیت مدیریت شود، میتواند یک سرمایه ملی باشد؛ اما اگر به ابزار حذف، تحقیر و دشمنی تبدیل شود، به عامل ضعف جامعه تبدیل خواهد شد.
افغانستان امروز بیش از هر زمان دیگری به نسلی از عالمان، دانشگاهیان، نویسندگان، شاعران، خبرنگاران و جوانانی نیاز دارد که به جای بازتولید ادبیات نفرت، ادبیات گفتوگو و برادری را تقویت کنند. مسجد، مدرسه، دانشگاه، رسانه و منبر، همگی میتوانند به جایگاههای مهم آموزش اخوت تبدیل شوند. در چنین جامعهای، یک عالم سنی باید بتواند از یک عالم شیعه با احترام سخن بگوید و یک عالم شیعه نیز باید بتواند از عالم سنی با همان احترام یاد کند؛ زیرا هر دو، در سطح امت اسلامی، به یک پیامبر و یک کتاب و یک قبله تعلق دارند. این همان فرهنگی است که افغانستان برای ساختن آینده خود به آن نیاز دارد.
وحدت اسلامی در برابر چالشهای جهان معاصر
امروز جهان اسلام در شرایطی متفاوت با گذشته قرار دارد. رقابت قدرتهای بزرگ، منازعات ژئوپلیتیکی، رقابت بر سر بازارها و منابع انرژی، تحولات فناوری، جنگهای رسانهای و اطلاعاتی و رقابت بر سر نفوذ منطقهای، آینده بسیاری از کشورهای اسلامی را تحت تأثیر قرار داده است.
در چنین شرایطی، اگر کشورهای اسلامی به جای همکاری، درگیر اختلافات داخلی، نزاعهای فرقهای و رقابتهای مخرب شوند، ظرفیت جمعی آنان برای دفاع از منافع ملی و تمدنیشان کاهش خواهد یافت.
نگاه واقعبینانه به جهان امروز نشان میدهد که بسیاری از قدرتهای بزرگ، منافع راهبردی و اقتصادی خود را در مناطق مختلف جهان دنبال میکنند. رقابت جهانی بر سر انرژی، بازار، فناوری و موقعیتهای ژئوپلیتیکی، از جمله در مناطقی مانند خاورمیانه، آسیای مرکزی، آفریقا و آمریکای لاتین، نشان میدهد که جهان وارد مرحله تازهای از رقابت قدرتها شده است. ازاینرو، جهان اسلام باید از تجربه تاریخی خود درس بگیرد. زیرا: «امت پراکنده، ظرفیتهای بزرگ خود را از دست میدهد؛ اما امت همگرا میتواند صاحب نقش مستقل و اثرگذار در نظام بینالملل باشد».
وحدت اسلامی به معنای دشمنی با هیچ ملت و کشوری نیست؛ بلکه به معنای آن است که مسلمانان بتوانند با حفظ روابط محترمانه با جهان، درباره سرنوشت، منابع، امنیت، اقتصاد و آینده خود تصمیمی آگاهانه و مستقل داشته باشند.
گاهی تصور میشود که دشمن وحدت اسلامی فقط یک دولت یا یک قدرت خارجی است؛ در حالی که واقعیت پیچیدهتر از این است. هر عاملی که مسلمان را از مسلمان جدا کند، میتواند به تضعیف امت اسلامی منجر شود؛ خواه آن عامل جهل باشد، خواه تعصب، خواه افراطگرایی، خواه تکفیر، خواه فقر و بیعدالتی، و خواه بهرهبرداری سیاسی از اختلافات مذهبی.
بنابراین، مبارزه با تفرقه تنها با شعار امکانپذیر نیست. باید ریشههای فرهنگی و اجتماعی آن را شناخت.
اگر جوان مسلمان شناخت درستی از تاریخ و مذهب خود نداشته باشد، ممکن است با یک سخن تحریکآمیز در فضای مجازی علیه میلیونها مسلمان دیگر موضع بگیرد. اگر رسانهها مسئولانه عمل نکنند، یک اختلاف کوچک میتواند به بحران بزرگ تبدیل شود. اگر عالمان دین به جای گفتوگوی علمی، زبان توهین را انتخاب کنند، فاصلهها افزایش مییابد. و اگر نخبگان سیاسی از اختلاف مذهبی برای منافع کوتاهمدت استفاده کنند، هزینه آن را نسلهای آینده خواهند پرداخت.
پیامبر (ص)؛ نقطه تلاقی دلهای مسلمانان
در میان همه اختلافات تاریخی، یک حقیقت همچنان مانند خورشید بر فراز آسمان امت اسلامی میدرخشد: محبت حضرت محمد مصطفی (ص).
دل شیعه با نام محمد (ص) میتپد؛
دل سنی با نام محمد (ص) میتپد؛
در اذان، نماز، قرآن، دعا و زندگی مسلمانان، نام پیامبر (ص) جایگاهی بیبدیل دارد.
پس چرا این سرمایه عظیم را به نقطه اتصال تبدیل نکنیم؟ چرا به جای پرسیدن اینکه «تو از کدام مذهبی؟» نخست نپرسیم: «آیا تو محمد (ص) را دوست داری؟» چرا به جای آنکه تفاوتهای خود را بزرگ کنیم، بر مشترکاتمان تکیه نکنیم؟
پیامبر اسلام (ص) برای یک قوم، یک سرزمین یا یک فرقه نیامد. قرآن او را رحمةً للعالمین معرفی میکند. او پیامآور رحمت بود؛ پس پیروان او نیز باید حاملان رحمت باشند. او پیامآور اخلاق بود؛ پس پیروان او باید اخلاق را در رفتار خود نشان دهند. او میان اوس و خزرج، مهاجر و انصار، قبایل و اقوام گوناگون پیوند ایجاد کرد؛ پس امت او نیز باید راه پیوند را برگزیند، نه راه گسست.
نتیجهگیری
هفته وحدت، در حقیقت یادآوری یک حقیقت فراموشنشدنی است: مسلمانان پیش از آنکه پیرو یک مذهب باشند، اعضای یک امتاند. قرآن کریم با صراحت فرمان میدهد: «وَلا تَفَرَّقُوا»؛ پراکنده نشوید. و با بیانی روشنتر میفرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ»؛ مؤمنان با یکدیگر برادرند.
امام خمینی (ره) با تبدیل فاصله میان دوازدهم تا هفدهم ربیعالاول به هفته وحدت، یک اختلاف تقویمی را به فرصتی برای همدلی تبدیل کرد. پس از آن، گفتمان تقریب مذاهب اسلامی در قالب کنفرانسها، گفتوگوهای علمی و ارتباط میان عالمان و اندیشمندان مذاهب مختلف توسعه یافت.
شهید امت حضرت آیتالله امام خامنهای (رضوانالله تعالی علیه) نیز در ادامه این مسیر، بر ضرورت وحدت اسلامی، تقریب مذاهب و پرهیز از اهانت به مقدسات مسلمانان تأکید کردند و حرمت اهانت به نمادهای مورد احترام اهل سنت را به صراحت اعلام نمودند. امروز جهان اسلام بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازگشت به این منطق است.
در جهانی که قدرتهای بزرگ بر سر منابع، بازارها، انرژی، فناوری و نفوذ ژئوپلیتیکی رقابت میکنند، مسلمانان نمیتوانند سرمایه عظیم انسانی، اقتصادی و فرهنگی خود را در نزاعهای فرقهای و اختلافات درونی مصرف کنند. وحدت اسلامی به معنای حذف مذاهب نیست؛ به معنای انکار تفاوتها نیست؛ به معنای تعطیل کردن اجتهاد و گفتوگوی علمی نیست؛ بلکه به معنای آن است که اختلاف را با اخلاق، تفاوت را با احترام، و تنوع را با برادری همراه کنیم.
افغانستان نیز در این میان میتواند یکی از مهمترین میدانهای تحقق این فرهنگ باشد؛ سرزمینی که مردمان مسلمان آن، با همه تنوع قومی و مذهبی، بیش از هر چیز به صلح، امنیت، برادری و آیندهای مشترک نیاز دارند.
بیایید هفته وحدت را از یک مناسبت تقویمی به یک عهد اخلاقی تبدیل کنیم؛ عهدی برای اینکه زبان ما عامل نفرت نباشد، قلم ما آتش اختلاف نیفروزد، منبر ما بهانه توهین نشود و رسانه ما به ابزار تفرقه تبدیل نگردد. بیایید پیامبر رحمت (ص) را همانگونه که قرآن معرفی کرده است، محور رحمت، اخلاق و همدلی قرار دهیم.
زیرا در نهایت، امت اسلامی زمانی قدرتمند خواهد شد که مسلمانان، پیش از آنکه اختلافات خود را ببینند، برادری خود را ببینند؛ و پیش از آنکه تفاوتهایشان را بشمارند، مشترکات بزرگ خود را به یاد آورند.





