طالبان در موقعیتی کم‌سابقه؛ مخالفان ضعیف، همسایگان محتاط و غرب بی‌میل به مداخله

تحولات امنیتی و سیاسی اخیر افغانستان نشان می‌دهد که طالبان در مقایسه با سال‌های نخست بازگشت به قدرت، با مخالفان ضعیف‌تر و پراکنده‌تری روبه‌رو هستند؛ در حالی که کشورهای همسایه از مداخله مستقیم پرهیز می‌کنند و غرب نیز فعلاً تمایلی به بازگشت به جنگ افغانستان ندارد. این شرایط، طالبان را در یکی از باثبات‌ترین موقعیت‌های خود از زمان تسلط بر کابل قرار داده است؛ هرچند بحران مشروعیت، مشکلات اقتصادی و نارضایتی‌های اجتماعی همچنان چالش‌های مهمی برای حکومت این گروه محسوب می‌شود.

تحولات امنیتی روزهای اخیر در افغانستان، از کشته‌شدن حسیب پنجشیری، یکی از فرماندهان شناخته‌شده جبهه مقاومت ملی، تا تسلیم‌شدن جمعه‌خان فاتح در بدخشان، تصویری روشن‌تر از وضعیت کنونی معادلات قدرت در افغانستان ارائه می‌کند؛ تصویری که نشان می‌دهد طالبان در مقایسه با سال‌های نخست بازگشت به قدرت، با تهدید نظامی و سیاسی بسیار محدودتری در داخل کشور مواجه‌اند.

اگر این تحولات را در کنار وضعیت عمومی مخالفان طالبان قرار دهیم، می‌توان گفت که حکومت طالبان در شرایط کنونی از سطح قابل توجهی از ثبات و امنیت برخوردار است. مخالفان مسلح در داخل افغانستان پراکنده، محدود و فاقد توانایی ایجاد یک جبهه سراسری هستند. شماری از فرماندهان کشته شده‌اند، برخی دیگر از میدان خارج یا تسلیم شده‌اند و گروه‌های باقی‌مانده نیز عمدتاً توان انجام عملیات‌های محدود و پراکنده را دارند و هنوز نتوانسته‌اند تهدیدی راهبردی برای ساختار قدرت طالبان ایجاد کنند.

اپوزیسیون خارج از افغانستان؛ فاقد ابزار لازم برای تغییر معادله

در خارج از افغانستان نیز وضعیت چندان متفاوت نیست. بخش مهمی از چهره‌های سیاسی مخالف طالبان فاقد یک پایگاه اجتماعی گسترده و سازمان‌یافته در داخل کشور هستند. فاصله گرفتن بسیاری از این جریان‌ها از جامعه افغانستان، اختلافات داخلی، نبود ساختار منسجم و فقدان منابع مالی و نظامی مستقل، امکان تبدیل‌شدن آنان به یک نیروی مؤثر برای تغییر وضعیت سیاسی افغانستان را کاهش داده است.

از سوی دیگر، بخشی از رهبران سنتی مخالف طالبان در سنین بالاتر قرار دارند و به نظر نمی‌رسد انگیزه، ظرفیت یا امکان سازماندهی یک جنگ طولانی‌مدت داخلی را داشته باشند. در چنین شرایطی، صرف برخورداری از سابقه سیاسی یا نظامی نمی‌تواند به معنای برخورداری از توان واقعی برای بازگشت به میدان افغانستان باشد.

در مقابل، چهره‌ها و جریان‌هایی مانند یاسین ضیا، سمیع سادات، احمد مسعود، ادیب فهیم و صلاح‌الدین ربانی، با وجود تفاوت‌های جدی در دیدگاه و روش سیاسی، همچنان از جمله افرادی هستند که انگیزه بیشتری برای مقابله با طالبان دارند؛ اما مشکل اصلی آنان کمبود ظرفیت عملیاتی، منابع مالی، شبکه سازمانی و مهم‌تر از همه، نبود حمایت خارجی مؤثر و پایدار است.

همسایگان افغانستان؛ مداخله پرهزینه، ثبات کم‌هزینه

کشورهای همسایه افغانستان نیز در شرایط کنونی انگیزه چندانی برای ورود مستقیم به یک منازعه جدید ندارند. مسائل امنیتی، تجارت، مرزها، ترانزیت، آب، انرژی، مهاجرت و رقابت‌های ژئوپلیتیکی باعث شده است که بسیاری از کشورهای منطقه، به جای تلاش برای سرنگونی طالبان، به دنبال مدیریت روابط با حکومت موجود باشند.

برای این کشورها، افغانستانِ تحت کنترل طالبان، هرچند با مشکلات امنیتی و سیاسی جدی روبه‌رو است، در بسیاری از موارد از افغانستانی که بار دیگر وارد یک جنگ داخلی گسترده شود، گزینه کم‌هزینه‌تری محسوب می‌شود.

به همین دلیل، سیاست غالب کشورهای منطقه را می‌توان نه حمایت کامل از طالبان، بلکه پذیرش واقعیت موجود و تلاش برای همزیستی و مدیریت آن دانست. این رویکرد، عملاً فضای مانور مخالفان مسلح طالبان را محدود کرده است.

غرب نیز فعلاً در مسیر سرنگونی طالبان نیست

در مورد کشورهای غربی نیز شواهد موجود نشان نمی‌دهد که در شرایط فعلی برنامه‌ای برای مداخله گسترده با هدف سرنگونی طالبان وجود داشته باشد. پس از دو دهه حضور نظامی، خروج نیروهای خارجی و هزینه‌های سنگین جنگ افغانستان، بازگشت به یک جنگ مستقیم برای کشورهای غربی بسیار پرهزینه و فاقد توجیه سیاسی داخلی است.

در نتیجه، سیاست غرب در قبال افغانستان بیشتر بر مدیریت بحران، مبارزه با تروریسم، مسائل حقوق بشری، کمک‌های بشردوستانه، مهاجرت و جلوگیری از تبدیل‌شدن افغانستان به تهدیدی فرامرزی متمرکز است؛ نه ایجاد یک جنگ جدید برای تغییر حکومت.

این وضعیت یک پیام مهم برای مخالفان طالبان دارد: بدون تغییر در محاسبات قدرت‌های منطقه‌ای و غربی، ایجاد یک جنبش نظامی گسترده علیه طالبان بسیار دشوار خواهد بود.

مهاجرت؛ یکی از نقاط مهم تعامل طالبان با جهان خارج

یکی دیگر از موضوعاتی که به تثبیت موقعیت طالبان کمک کرده، مسئله مهاجرت افغانستانی‌هاست. کشورهای مختلف، به‌ویژه کشورهای همسایه، با موج‌های بزرگ مهاجرت و بازگشت اجباری یا داوطلبانه میلیون‌ها افغانستانی مواجه‌اند و برای مدیریت این مسئله به نوعی هماهنگی با حکومت مستقر در کابل نیاز دارند.

طالبان نیز تلاش کرده‌اند از این نیاز به عنوان یکی از ابزارهای تعامل با کشورهای خارجی استفاده کنند.

همکاری در زمینه اسناد هویتی، بازگشت مهاجران، کنترل مرزها و مدیریت جریان مهاجرت، برای بسیاری از کشورها به یک موضوع عملی و فوری تبدیل شده است؛ موضوعی که می‌تواند روابط با طالبان را، حتی بدون به‌رسمیت‌شناسی رسمی، گسترش دهد.

نتیجه‌گیری

مجموع این تحولات نشان می‌دهد که طالبان امروز با یکی از مساعدترین شرایط خود از زمان بازگشت به قدرت مواجه‌اند. مخالفان مسلح در داخل افغانستان پراکنده و تضعیف شده‌اند؛ بخشی از فرماندهان برجسته کشته یا تسلیم شده‌اند؛ اپوزیسیون خارج از کشور از پایگاه اجتماعی و منابع لازم برای ایجاد یک حرکت فراگیر برخوردار نیست؛ کشورهای همسایه عمدتاً ثبات و مدیریت روابط با کابل را بر مداخله نظامی ترجیح می‌دهند و کشورهای غربی نیز فعلاً اراده‌ای برای ورود دوباره به یک جنگ پرهزینه در افغانستان ندارند.

با این حال، این وضعیت را نباید به معنای حل مشکلات افغانستان یا برخورداری طالبان از مشروعیت کامل اجتماعی دانست. ثبات امنیتی الزاماً به معنای ثبات سیاسی و رضایت عمومی نیست. طالبان ممکن است در کوتاه‌مدت از نظر نظامی و امنیتی در موقعیت برتر قرار داشته باشند، اما بحران مشروعیت، محدودیت‌های سیاسی و اجتماعی، وضعیت اقتصادی، مهاجرت گسترده و نارضایتی بخش‌هایی از جامعه همچنان از چالش‌های اساسی حکومت آنان است.

بنابراین، مهم‌ترین واقعیت افغانستان امروز این است که طالبان فعلاً رقیب قدرتمند و سازمان‌یافته‌ای برای از دست دادن قدرت در برابر خود نمی‌بینند؛ اما این برتری تا زمانی پایدار خواهد بود که مخالفان بتوانند سازمان، پایگاه اجتماعی و حمایت خارجی لازم برای تبدیل نارضایتی‌های پراکنده به یک نیروی سیاسی یا نظامی منسجم را ایجاد کنند.

✍️عمار صادقی

 

اتحادنیوز؛ همراه شما در پیگیری تازه‌ترین رویدادهای افغانستان و جهان.

رویدادهای مهم افغانستان