افزایش فعالیت گروههای مخالف طالبان در برخی مناطق افغانستان، بهویژه در ولایت بدخشان، و آغاز عملیات طالبان علیه این جریانها، بار دیگر مسئله ثبات امنیتی، کنترل قلمرو و آینده نظم سیاسی این کشور را به یکی از مهمترین چالشهای منطقه تبدیل کرده است.
تحولات امنیتی اخیر در افغانستان نشان میدهد که مسئله ناامنی در این کشور همچنان به پایان نرسیده و با وجود تغییر ساختار قدرت، زمینههای اجتماعی و سیاسی شکلگیری گروههای مسلح همچنان وجود دارد.
در هفتههای اخیر، گزارشها از افزایش فعالیت جریانهای مخالف طالبان در شماری از ولسوالیهای ولایت بدخشان، از جمله یفتل، درایم، زیباک و کشم منتشر شده است.
در واکنش به این تحولات، طالبان نیروهای بیشتری را به این مناطق اعزام کرده و از آغاز عملیات علیه این گروهها خبر داده است.
ظهور گروههای مختلف مسلح در افغانستان، پدیدهای است که نمیتوان آن را تنها به رقابت میان طالبان و مخالفان این گروه محدود کرد.
تجربه چند دهه گذشته افغانستان نشان داده است که ضعف نهادهای سیاسی، بحران مشروعیت، مشکلات اقتصادی، محرومیت اجتماعی و نبود یک ساختار فراگیر حکومتی، زمینه را برای شکلگیری جریانهای مختلف مسلح فراهم میکند.
اگرچه بسیاری از گروههای تازه شکلگرفته در افغانستان خود را مخالف طالبان معرفی میکنند و هدف اصلی آنان مقابله با حاکمیت این گروه است، اما گسترش فعالیتهای مسلحانه در نهایت میتواند پیامدهایی فراتر از اختلافات سیاسی داشته باشد.
افزایش ناامنی، کاهش توانایی حاکمیت در مدیریت مناطق مختلف، تضعیف اعتماد عمومی و ایجاد نگرانی در میان شهروندان، از جمله پیامدهایی است که در صورت گسترش این روند قابل تصور است.
از منظر جامعهشناسی سیاسی، وجود چندین مرکز قدرت مسلح در یک جامعه نشاندهنده ضعف انحصار اقتدار سیاسی است.
زمانی که دولت یا حکومت نتواند کنترل کامل امنیتی و اجتماعی را بر قلمرو خود اعمال کند، زمینه برای شکلگیری ساختارهای موازی قدرت فراهم میشود.
این وضعیت نه تنها امنیت شهروندان را تهدید میکند، بلکه روند توسعه اقتصادی، سرمایهگذاری و شکلگیری اعتماد اجتماعی را نیز با مشکل مواجه میسازد.
در کنار فعالیت گروههای مخالف طالبان، یکی از نگرانیهای مهم کشورهای منطقه، حضور برخی جریانهای افراطی در خاک افغانستان است.
منتقدان طالبان معتقدند که این گروه در مواردی با برخی گروههای تندرو برخورد جدی نکرده و حتی زمینه حضور شماری از این جریانها را در افغانستان فراهم کرده است.
این مسئله باعث شده است برخی همسایگان افغانستان نسبت به میزان تعهد طالبان به وعدههای امنیتی خود با تردید نگاه کنند.
طالبان همواره تأکید کرده است که اجازه استفاده از خاک افغانستان علیه کشورهای دیگر را نخواهد داد، اما ادامه فعالیت برخی گروههای افراطی در این کشور، پرسشهایی درباره میزان کنترل واقعی طالبان بر تمامی مناطق و جریانهای مسلح موجود ایجاد کرده است.
زیرا وجود گروههایی با ایدئولوژیهای فرامرزی میتواند در بلندمدت نه تنها برای افغانستان، بلکه برای امنیت منطقه نیز پیامدهای جدی داشته باشد.
از سوی دیگر، نباید نقش رقابتهای منطقهای و بینالمللی را در تحولات امنیتی افغانستان نادیده گرفت. افغانستان به دلیل موقعیت جغرافیایی و سابقه طولانی درگیریهای سیاسی، همواره محل تأثیرگذاری بازیگران مختلف بوده است.
در چنین شرایطی، هرگونه خلأ امنیتی میتواند فرصتهایی برای بازیگران داخلی و خارجی فراهم کند تا از گروههای مسلح برای پیشبرد اهداف خود استفاده کنند.
بنابراین، چالش اصلی طالبان تنها مقابله با مخالفان مسلح نیست، بلکه توانایی این گروه در ایجاد یک نظام امنیتی پایدار، کنترل تمامی جریانهای مسلح و ایجاد اعتماد در سطح داخلی و منطقهای است.
تجربه تاریخی افغانستان نشان داده است که حذف یک گروه مسلح به تنهایی نمیتواند به معنای پایان ناامنی باشد؛ زیرا تا زمانی که ریشههای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بحران حل نشود، امکان ظهور جریانهای جدید همچنان وجود خواهد داشت.
در نهایت، آینده امنیت افغانستان به میزان توانایی حاکمیت در ایجاد ثبات، جلوگیری از فعالیت گروههای افراطی، تقویت نهادهای رسمی و ایجاد یک ساختار سیاسی پاسخگو بستگی دارد.
ادامه وضعیت کنونی میتواند افغانستان را همچنان در چرخهای از رقابتهای مسلحانه نگه دارد؛ چرخهای که پیامدهای آن تنها محدود به داخل این کشور نخواهد بود.
✍️سید محمد محمدی
آخرین اخبار مربوط به افغانستان و بین الملل را در سایت خبری اتحادنیوز دنبال کنید.





