با وجود برخی کاستیها و نارساییها در نحوه مدیریت مسئله مهاجرین و نیز اعلام نارضایتی بخشی از مهاجرین افغانستانی در ایران نسبت به روند بازگشت، همچنین در سایه تلاشهای مستمر جریانهای معاند که طی سالهای گذشته همواره کوشیدهاند بر آتش اختلاف میان دو ملت ایران و افغانستان بدمند، و نیز فعالیت بیوقفه رسانههای غیرهمسو که هدفی جز تخریب پیوندهای تاریخی و فرهنگی این دو کشور نداشتهاند، آنچه در صحنه واقعیت از عملکرد مهاجرین افغانستانی به وقوع پیوست، روایتی متفاوت و معنادار را رقم زد.
حضور گسترده، آگاهانه و معنادار مهاجرین افغانستانی—اعم از زنان و مردان، پیران و جوانان—در خیابانها و میادین ایران، تمامی سناریوهای از پیش طراحیشده برای ایجاد شکاف و بیاعتمادی را خنثی ساخت و افق تازهای از همبستگی، همگرایی و همدلی را پیش روی دو ملت گشود. این حضور، نهتنها یک کنش اجتماعی ساده، بلکه نمودی از یک سرمایه اجتماعی عمیق و ریشهدار بود که در بزنگاههای حساس، خود را بهصورت عینی و ملموس نشان داد.
در شرایطی که در مقطعی خاص، بهویژه در جریان جنگ نخست دوازدهروزه، تلاشهایی صورت گرفت تا مهاجرین افغانستانی بهعنوان عناصری مشکوک و حتی تهدیدی برای امنیت ملی معرفی شوند، در جریان جنگ تحمیلی چهلروزه، این تصویر بهصورت بنیادین دگرگون شد. مهاجرین افغانستانی با رفتار مسئولانه، سنجیده و متعهدانه خود، پیامی روشن و غیرقابلتفسیر به دوست و دشمن مخابره کردند: پیوند میان ایران و افغانستان، پیوندی گسستناپذیر است؛ پیوندی که ریشه در ایمان مشترک، تاریخ درهمتنیده و سرنوشت همسو دارد.
بیتردید، رخدادهای ناگواری که گاه در ارتباط با وضعیت مهاجرین بروز میکند، افزون بر برخی سیاستگذاریها و اجرای ناصواب یا شتابزده، متأثر از تحرکات هدفمند عناصر معاند نیز هست؛ عناصری که بهویژه در فضای مجازی، با بهرهگیری از ابزارهای جنگ روانی و عملیات رسانهای، درصدد تخریب این سرمایه اجتماعی مشترک و تضعیف پیوندهای عمیق میان دو ملت هستند.
در این میان، هوشمندی، زمانشناسی و رفتار سنجیده مهاجرین افغانستانی، نقشی تعیینکننده در تغییر این معادله ایفا کرده است. آنان با کنش اجتماعی مسئولانه خود، موفق شدهاند تصویری نوین از هویت دیاسپورای افغانستانی ارائه دهند؛ تصویری مبتنی بر مسئولیتپذیری، انسجام اجتماعی، همبستگی و وفاداری به ارزشهای مشترک. این تصویر، در تقابل مستقیم با روایتهای مخدوش و جهتدار رسانههای معاند قرار دارد و توانسته است بسیاری از پیشفرضهای نادرست را به چالش بکشد.
با وجود چالشهایی که در نتیجه فشارهای بیرونی و توطئههای دشمنان مشترک بر جمهوری اسلامی ایران و افغانستان تحمیل شده است، نمیتوان از ظرفیتها و فرصتهای گسترده ناشی از حضور مهاجرین افغانستانی در ایران چشم پوشید. تلاشها، مجاهدتها و نقشآفرینیهای مردم شریف افغانستان—چه در داخل کشور و چه در قامت مهاجر—همواره مورد توجه و قدردانی ملت ایران بوده و خواهد بود. این سرمایه انسانی، یکی از ارکان مهم تقویت پیوندهای راهبردی میان دو کشور بهشمار میرود.
بیگمان، آیندهای که پیش روی دو ملت ایران و افغانستان قرار دارد، آیندهای مبتنی بر همافزایی، همدلی و حرکت شانهبهشانه در مسیر پیشرفت، ثبات و عزت خواهد بود. نشانههای این افق روشن را میتوان در رویکردهای کلان و پیامهای راهبردی بازخوانی کرد؛ پیامهایی که بر ضرورت وحدت، تقویت امید اجتماعی و حرکت بهسوی ساختن آیندهای مشترک و پایدار تأکید دارند.
به قلم دکتر سید روحالله حسینی، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در افغانستان





