وقتی حذف یک قوم در قالب یک جمله ساده بیان میشود، مسئله صرفاً یک اظهارنظر فردی نیست، بلکه نشانهای از تغییر در «زبان قدرت» و نوع نگاه به جامعه است. چنین گفتارهایی، حتی اگر در سطح فردی مطرح شوند، در بستر سیاسی افغانستان معنایی فراتر از کلمات پیدا میکنند.
از یکسو، این نوع اظهارات را میتوان در چارچوب بحران مشروعیت و زبان قدرت تحلیل کرد. در ساختارهایی که مشروعیت سیاسی و اجتماعی بهصورت گسترده و پایدار نهادینه نشده، زبان به ابزار اصلی نمایش اقتدار تبدیل میشود. تأکید بر اینکه «قدرت کامل در دست ماست» یا «هرچه بخواهیم انجام میدهیم»، در واقع جایگزین سازوکارهای پاسخگویی و اجماع سیاسی میشود. در چنین شرایطی، گفتار تند و حذفی، نه یک لغزش زبانی، بلکه بخشی از منطق نمایش قدرت تلقی میگردد.
از سوی دیگر، این نوع موضعگیریها بهطور مستقیم در تشدید شکافهای قومی در افغانستان نقش دارد. جامعه افغانستان بهطور تاریخی از تنوع قومی و حساسیتهای عمیق هویتی برخوردار است. در چنین بافتی، هرگونه بازتولید گفتمان حذف یا برتریطلبی قومی میتواند به سرعت به افزایش بیاعتمادی اجتماعی منجر شود. این بیاعتمادی، اگر تداوم پیدا کند، ظرفیت تبدیل شدن به تنشهای محلی، قطببندی اجتماعی و حتی چرخههای انتقامجویی را دارد.
در این میان، نقش رسانههای اجتماعی نیز قابل چشمپوشی نیست. انتشار چنین اظهاراتی در بسترهای دیجیتال، سرعت واکنشها را افزایش داده و امکان گسترش روایتهای احساسی و تقابلی را فراهم میکند. این فضا، اگرچه میتواند به شفافیت و پاسخگویی کمک کند، اما در شرایط شکننده اجتماعی، به تشدید قطبیسازی نیز دامن میزند.
در مجموع، مسئله اصلی صرفاً یک جمله یا یک مصاحبه نیست، بلکه نوعی نرمالسازی زبان خشونت در فضای عمومی است؛ زبانی که اگر بدون پاسخ و تحلیل باقی بماند، میتواند به تدریج مرز میان گفتار سیاسی و تهدید اجتماعی را از میان بردارد و شکافهای موجود را عمیقتر کند.
به قلم سید جمیل کاظمی رئیس خبرگزاری اتحاد





