بستهماندن طولانیمدت گذرگاه تورخم، که شاهرگ حیاتی تجارت میان افغانستان و پاکستان بهشمار میرود، اکنون وارد مرحلهای شده که پیامدهای آن تنها محدود به توقف رفتوآمد کامیونها و صف طولانی باربریها نیست؛ بلکه این بحران مرزی به نقطۀ جوش یک تحول بزرگتر در ساختار تجارت منطقهای تبدیل شده است. اعتراضات گسترده در لندیکوتل، حضور بازرگانان و رانندگان خشمگین، و شعارهایی که بازتابدهندۀ بیثباتی اقتصادی هر دو کشور است، نشان میدهد که انسداد تورخم فقط یک تنش مرزی نیست، بلکه ضربهای مستقیم بر اقتصاد پاکستان و افغانستان است؛ ضربهای که تبعات آن هر روز سنگینتر میشود. بر اساس گزارشهای رسمی، تنها در شرایط عادی، گذرگاه تورخم روزانه بیش از سه میلیون دلار گردش تجاری را تسهیل میکند. توقف بیش از یکماهه آن، عملاً میلیونها دلار ارزش اقتصادی را در روزهای متوالی مسدود کرده و صنایع کوچک و بزرگ بهویژه در خیبرپختونخوا را به مرز تعطیلی رسانده است. کشاورزان، رانندگان، تاجران و کارگران بیشترین فشار را تحمل میکنند؛ بهگونهای که برخی معترضان میگویند چنین انسدادی حتی در زمان جنگ نیز سابقه نداشته و وضعیت فعلی مردم را در گرداب گرسنگی و فقر انداخته است.
در کنار این بحران، شکلگیری مسیرهای تجاری تازه از راه ایران نشان میدهد که ساختار مبادلات منطقهای در حال بازتعریف است؛ پاکستانیها میوههای خود را به ایران میفرستند و از آنجا وارد افغانستان میشود و تاجران افغان نیز انگور را از مسیر ایران به پاکستان انتقال میدهند. این نشانه روشنی است که حتی اگر تورخم باز شود، مسیرهای تازه ممکن است جایگزین مسیرهای سنتی شوند. روزنامه دان پاکستان گزارش داده که تنها در یک ماه، بیش از ۴٫۵ میلیارد دلار خسارت اقتصادی به دو کشور وارد شده و پاکستان با اتخاذ سیاستهای سختگیرانه، بیش از ۶۵ درصد از سهم خود در بازار افغانستان را از دست داده است. طالبان نیز با هشدار به تاجران افغان برای توقف داد و ستد با پاکستان، عملاً روند فاصلهگیری اقتصادی از اسلامآباد را تسریع کردهاند؛ اقدامی که پیامدهای ژئوپولیتیک گستردهای خواهد داشت.
همزمان، تنشهای امنیتی میان دو کشور به شدیدترین سطح در سالهای اخیر رسیده است. در چهار سال گذشته، طالبان و مرزبانان پاکستانی بیش از ۱۵۰ بار درگیر شدهاند و حملات هوایی پاکستان به کابل در میزان ۱۴۰۳ نقطۀ عطفی در بیاعتمادی متقابل بود. اکنون پاکستان از طالبان تعهد کتبی و تضمین کشورهای ثالث میخواهد که خاک افغانستان علیه این کشور استفاده نخواهد شد. در مقابل، مقامهای طالبان نیز با افزایش آمادگی نیروهای مرزی، نشان دادهاند که انتظار تداوم تنش را دارند، نه کاهش آن.
در چنین شرایطی، افغانستان با سرعتی کمسابقه بهسوی ایران و بندر چابهار در حال چرخش است. حجم تجارت با ایران طی شش ماه گذشته به ۱.۶ میلیارد دلار رسیده که بیش از سطح تجارت با پاکستان است.
تخفیفهای گسترده ایران در بخشهای بندری، انبارداری و پهلوگیری، چابهار را به مسیر مطمئنتری برای تاجران افغان تبدیل کرده است. طالبان نیز به تاجران سه ماه فرصت دادهاند تا معاملات خود در پاکستان را تصفیه کنند و این تصمیم عملاً نشاندهندۀ آغاز یک تغییر ساختاری در وابستگیهای تجاری افغانستان است؛ وابستگیای که دههها در اختیار پاکستان بود.
نتیجه نهایی آن است که بحران تورخم اکنون فقط انسداد یک گذرگاه نیست، بلکه نشانه آغاز شکاف اقتصادی عمیق میان افغانستان و پاکستان است. ادامه این روند میتواند پاکستان را از بزرگترین بازار صادراتیاش محروم کند و افغانستان را بهطور کامل به مسیرهای ایران و آسیای میانه وابسته سازد؛ تغییری که قادر است نقشه تجارت و توازن قدرت اقتصادی در منطقه را از نو ترسیم کند.
✍️ مرتضی رحیمی








